![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام عروسك
دلم واسط تنگ شده يه سال ازت خبر نگرفتم
وب هم دوران خودش داشت اما زياد خوب نبود .
اگه حالا فقط تورو دارم مي ارزي به همه نظرات و دوستاي وبي...
به خودت و خدات ميگم كه
دوست دارم.دلم واسط تنگيده .كاش بيدار بودي.
خدا جون تنهام نذاري
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

سلام من و جواب میدی؟
مثل همیشه من میخوام حرف بزنم از هر چی ...
چون فقط تو نمیگی چرا غمگینم ولی به بقیه چی بگم؟
از قدیم میگن شنیدن کی بود مانند دیدن؟
بگذریم
میدونم مثل همیشه میای و این پست و می خونی...
واسه همین دلم می خواد مثل همیشه صادقانه حرفامو بزنم
ببینین با همتونم ما جوونیم شاید خیلی هاتون بگین
از زندگی هیچ خیری ندیدن
ولی هر گلی هست به سر خودتون میزنین
درسته که من یا شما نیمی از عمر مونو غمگین گذروندیم
ولی دلیل نمیشه که از زندگی درونی راضی نباشیم
ما فرار میکنم تا به آزادی برسیم...
همین که پا به فرار گذاشتیم حسرت گذشته رو می خوریم
عاشق میشیم اما تا یه نفر اومد دخالت کرد
چشمامونو رو همه چی میبندیم و طرفمونو بد میبینم .
حتی حاضریم بهش خیانت کنیم.و اونو از عشقش منع کنیم
حرف غیرت و میزنیم اما بی غیرت ترین میشیم
از غرور میگیم خودمون مغرور ترینیم
میگیم حسود نیستم ولی داریم از حسودی خفه میشیم
حاضر میشیم واسه به دست آوردن نیازمون
خلاف کنیم اما همونی رو هم که داریم از دست میدیم
میگیم باید قانون رو رعایت کنیم ولی اگه به ضررمون تموم باشه
هر چیزی رو جعل میکنم
گاهی وقتا مجبور میشیم تو روی هم واستیم
فرق نمی کنه. بزرگتر یا کوچکتر
و میبینیم با زدن یه حرف دل خیلی ها رو شکستیم
اینا رو گفتم تا ازتون بپرسم آیا ما واقعا داریم زندگی میکنم ؟
همیشه میگیم میخوایم خوب باشیم
اما هیچ وقت نتونستیم صادقانه خوب باشیم
از قول قرار میگیم ولی واسه به دست آوردن
یه چیز دیگه اونو فسخش میکنیم
اینا تمومی نداره ولی عمر دو روزه ی آدمی چرا تمومی داره ...
اونایی موفق هستن که به رویاهاشون ارزش میدن
پس رویاهاتونو به قشنگ ترین و زیبا ترین لحظات صرف کنین
اگه هم دیگر و فراموش نکردین
واسه هم دعا کنین تا همه به آرزوهاشون برسن
این جوری تو هم به آرزوهات میرسی...
همواره با یاد خدا باشید حتی لحظه ی گناه
سخته ولی ممکنه ................

عشق
را این گونه تشبیه کرد
مردابی که همه را به سمت اعماق زمین فرو می برد
و برای هر کس لالایی زیبایی می خواند
تا به خواب ابدییت برود
از آن لحظه که گرفتارش شدی دیگر از صحنه ی واقیتت محو شده ای
دست و پایات را برای چه تکان میدهی؟؟؟
راه باز گشتی را نخواهی دید
و در راه رفت هم تعجیل نکن
چرا که آخر رفتنی هستی
همه چیز در یک چشم به هم ردن به پایان خواهد رسید
همان طور که برگ های سفید یک دفتر
از حرف های نا مربوط تو یا شاید من سیاه می شود
می خواهی سفر کنی به کجا
دریا ها ... ؟؟؟
آیا اجازه ی ورود نگاه های غم گیرت را پذیزا می باشد؟
فکر هایی دریایی که به ذهن تو هجوم می آورند
همه و همه حاکی از رویا هایی اند که خود را در آن ها گم کرده ای
پرده ی سیاه را با دسنانت چنگ بزن
و خلا ذهنت را از هوای نفس جدا ساز
شاید پرواز پرنده را ببینی شاید
پرنده روی درخت جاده خاکی آن طرف لانه ساخت ...
و تو به سرگشته ای هوای نفست پایان داده ای
اما تازه به ابتدای جاده ی خاکی رسیده ای .............

به هیچ جای این دنیا بر نمی خوره
اگه من تو رو چند سال نبینم اما به دل خودم چی بگم؟
یه انتظار طولانی تو راه تو میتونی ازش استقبال کنی؟
ببین من نمیتونم من همیشه از تو خالی بودم
یعنی اگه هم بتونم ذره ذره آب شدنم و با اون چشای قشنگت میبینی
من واسه یه لحظه دیدن تو خودمو تو خودم گم میکنم
تا چند روزخودم نیستم
تا خودت دوباره من و پیدا میکنی من به چشمام یاد دادم
پیش تو اشکاشونو رو نکن تا به دل تو بد راه نیاد ...
من به قلبم همیشه گفتم توروبیش ترازمن دوست داشته باشه.
به زبونم فهموندم که پیش توحرفی ازدلتنگی روبه زبون نیاره
من الان دارم گریه میکنم هر چند این کار همیشه ی من
تو رو خدا یه بار دیگه بهم بگو ترکم نمیکنی؟
من ترسم از بازی سرنوست آخه خودتم میدونی که چقدر بی رحم
هر چندمن میدونم نمیشه. ببین من دارم از این تنهایی و غصه دق میکنم
آهای یکی به من بگه ما داریم چه طوری زندگی می کنیم!؟
نه تو رو همون خدایی که بالا سرت به من بگو
میدونم آسمون که فقط من و تو رو از اون بالا پایین ننداخته
آره خیلی ها هستن خیلی ها عاشقن
میتونم بگم خدایا این خودت هستی که میدونی داری چی کار میکنی
پس دل ما رو نشکن اونقدر که غم و غصه ومشکلات زیاد
خوشحالی و شادی نیست
اما ببین خدا...
من راضیم همشو ازم بگیر...
من شادی رو لبی رو که ته دلش گریه هست و نمی خوام
اما این رویاهامو ازم نگیر
یه عاشق نوشته بود وفتی کار دارم خیلی سریع کارامو انجام میدم
تا به بیکاری برسم آره آدما وفتی بی کارن میشینن
به همه چی فکر میکنن به عشقشون به خودشون
تو به من میگی به خیلی چیزا فکر نکنم
میگی خدا خودش همه چیز و درست میکنه
اما اگه درست نکنه چی؟؟؟
ببین
من
بازم
دوست
دارم
بیش تر از این نمی خوام اون وقت قشنگتو بگیرم آخه حیف
میگم شاید داری به من فکر میکنی
خدا نگه دار تو ای بهترینم................
هر چند قصه ی این نقطه ها مثل قصه ی خط ها ی موازی تلخ
چند لحظه مونده به آغاز سال تحویل : اونقدرآرزو داری و موندی که اولی
روبگی ..........؟! ! دومی را بخوای.....؟! ! سومی را آرزو کنی.........؟! ! یا
چی بگی که وقت حول حالنا 100001 آرزوت از قلم نیفتاده باشه.
آخرش هم میدونم سال تحویل شد و باز من جز سلامتی واسه همه به
هیچی نرسیدم.
مراسم عید دیدنی و دید و بازدید: روزاول و دوم و سوم و چهارم : باید بری
خونه بزگترا(همونهایی که سال به 12ماه یادت میره هستند)! ! !
روز پنجم عکس العمل آنچه دیدیم : منتظر می مونی که بزرگترا بیان.......
بیان تا باز ببینیمشون........
ازروزهفتم به بعد: باید به عقربه های ساعت کمک کنی که هر چه زود تراین
تعطیلاتو به روزسیزدهم برسونن.....
پابه پای سبزه ها سبز میشی تا دوباره گریزی به طبیعت بزنی و به یاد تاب
بازی اون خیلی سال ها قبل بیافتی.
میگن حالا بزرگ شدی .....(کی گفته) ؟؟ !!
و چشم به هم بزنی تموم می شه .......باید برم مدرسه . یا دانشگاه یا ....
اخه همین درسته؟؟؟ فکر کنم درسته.حتما همین طوره
حالا از اینا گذشته سال نو را به همه برو بچ وبلاگ نویس تبریک می گم
امید وارم سال خوبی رو در کنار خانواده و دوستاتون داشته باشین
از این که تو ایام عیدی وبلاگم و به روز نکردم و یا به هیچ کدومتون سر نزدم
باید از همتون عذر بخوام
و از شما می خوام این کوتاهیم و رو حساب گرفتاریم بذارین
از هرچه بگذریم ........از عشقمون نمیگذرم ...این نوشته هم مثل همیشه
تقدیم به تو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نمی گویم که بخوان!!
بگو ! !از برای کیست ؟؟
چون من فقط تو را می بینم
که در حال قدم زدن در باغ خیالم ترانه می خوانی
پس هرگز خیال رفتن را به سرت راه مده
وسعت باغ خیالم را بعضی ها با خود بردند
با قدم هایت وسعت از دست رفته را به من بازگردان
و تنها یک شاخه گل همیشه بهار برایم کافیست
به جز تو و خار های بلند وتیغ های تیز که قامتشان به آسمان می رسد
چیز دیگری به چشم نمی خورد
دشوار است......چقدر دشوار است شندین ترانه هایی که بی تو ماند
ند.......... که نامی از تو نبردند...... که بی تو خفتند......و رفتند
بستر خواب من پراز ستاره هایست که دلشان هوای بهار اندام تو را دارد
گاه می گویم به چه دل بسته ای سر خوش؟
نه دلداریست نه دلداده ای
نه مدهوشی نه دل مرده ای
به باغ خاطراتم قدم بگذار
هوای سرسبزی دوباره ترانه می خواهد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش همیشه بی بهانه حرف هایت را برایم به زبان می آوردی
تا من هم بی بهانه تر به تو بگویم دوستت دارم

*******************************************
شبی آرام بود و من چون همیشه غرق در رویایت *
دو چشم عاشقم را دوخته بر آسمان من امشب انتظار بودنت را می كشم * كاش من عطر قدومت را ميان اين نسيم مملو از گريهميان ابرهای مملو از فرياد رعد و برق يا باران *
كاش من عطر قدومت را دوباره می چشيدم خدايا ..... چه سرد است من اما همه دردم * بي حضورت بی صدايت ای سراپا همه خوبي همه عشق همه باران همه ياس * ای حضور تو حضور باغها ای كه عطر بدنت همچو صد جرعه شراب * مست گرداند من من عاشق من ديوانه تو، من بی می مست * كاش امشب بودی من برايت حرف دارم سالها * من تو را می خواهم من تو را می خوانم * من فقط با غم تو غمگينم من فقط گهگاهی نيمه شب می خوابم ** ( تقدیم به من ... ) *
*******************************************

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به دنبال زندگی هستیم اما در زندگی هستیم![]()
به دنبال راهیم و راهیم در انتظار لحظه هائیم .
ما چه می خواهیم تا به حال نداشته ایم؟![]()
و چشم هایمان به آینده سفید مانده
کدام قصه ی نا تمام ما را به فردا وصل می کند...؟![]()
گوش هایمان چرا از این همه کلمه های گفته شده پر نمی شود
و چرا چشم هایمان سیرامونی ندارد؟![]()
شوق دیدن کدام صحنه جدید کدام چهره کدام تصویر پلک ها را تا صبح می گشاید...؟؟؟
چند بستنی چند ظرف شاه توت طعم زندگی را در این تکرار نره ای دیگر خواهد داد![]()
چند بار دیگر دریا بر روی دلت دریایی می شود
چند بار کوه را تماشا کنی مقاوم و استوار خواهد شد؟![]()
در این نگاه ها به کجا رسیده ای
که دریا ها نرفته و کوه ها و درخت ها ی ندیده را جستجو می کنی؟![]()
سفر تو را به کدام سو فرا می خواند
در باران چه دیده ی که در کنار رود اتراق میکنی؟![]()
برگ نزدیک ترین درخت را در خا نه ات دیده ای
که برای رسیدن انبوه درخت ها ساعت ها در جاده می رانی؟![]()
میانه همسایه ها و هم محله هایت را درست دیده ای
که برای رسیدن دیدن آدم های دیگر به آن سوی آب ها سفر میکنی؟![]()
باور کن همه ی این بازی ها برای پیدا کردن خودمان است
و ما برای گم کردن خودمان افسوس دنیا و جاده ها و بازی ها یش شده ایم ![]()
و از این سو به آن سو می رویم
پس بیش تر بیندیش![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام ... هر جا هستین خوب و خوش باشید
این متن سفارشی از بهترینم ![]()
امید وارم خوشتون بیاد . براتون بهترین ها رو آرزو میکنم ![]()
خدانگه دارتون ![]()

دریای دلم هنوز طوفانی است
و من هنوز همان زورق بی بادبانی هستم که
در جستجوی تو به ابدیت خواهم رسید
دلم برایت تگ است
نمی دانی من از حصار تنهایی خویش برای تو می نویسم
من از قصه ها و دریاهایی می نویسم که تو فراموششان کرده ای
از عشق که بی هیچ آغازی به پایان رسید
من از اشک هایی می نویسم که قطره قطره چکیده اند و خشک شده اند
و از چشمه هایی که دیگر نجوشیدند
من هنوز همان پرنده تک نواز عشقم
من هنوز همان قایق شکسته بادبانی هستم
که ساحل را در روشنایی کم سو فانوس عشق تو می بینم
و حتی گاهی برای رسیدن به ساحل می گریم
گوش کن صدای گریه اش را
می شنوی؟؟؟ صدای قلب پاره پاره ام را می گویم
آخر تو می دانی با من چه کردی؟
تو قلبم را ربودی
احساسم تکه تکه کردی
تو مرا دزدیدی
من در زیر فشار کفشهای تو شکفتم
و شاید همان تازه گلی بودم که زیر چکمه های باغبان له شد
من در جستجوی ابتدایی برای آغاز بودم
وتو همیشه ابتدایی ترین وازه برای بیان انتها بودی
من به دنبال دستی بودم برای دوباره روییدن
دوباره شکفتن
وتو همیشه همان دستی بودی که گل می چید
تو همان احساسی بودی که هرگز باور نشد
همان شعری بودی که هیچ گاه آغازی نداشت
و من همان کبوتر خسته بالی بودم
که در عشق تو اسیر ماندم

*** سلام ***
شاید بگین این عروسک خودش دم از بی معرفتی می زنه...
چرا خودش بی معرفت شده...؟؟؟ ![]()
![]()
![]()
نه نه نه . ![]()
من بی معرفت نیستم. ![]()
راستی حالتون خوبه؟؟؟ یعنی باید خوب باشین . ![]()
![]()
من که خوبم البته عروسک که حال و هوا نداره
اما عروسک گردون که خودم باشم خوبم
ببینم بچه درس خونا با امتحاناشون چی کار کردن؟ ![]()
( از همین جا میگم من واسه همتون دعا کردم و میکنم ) ![]()
![]()
![]()
حالا چرا و چی شد ویا کجا بودم که بعضی هاتون به من گفتین بی معرفت ![]()
من مسافرت بودم . جالب نه؟
شما ها دارین امتحان میدین من میرم مسافرت
نمی خواستم برم ولی خوب اجباری در پیش بود و بماند
اما دلم واسه همه چی تنگ شده بود واسه آدمای اطرافم و...این عروسک بی صدا ... ![]()
راستی ممنونم که اومدین و عید رو بهم تبریک گفتین .
نشد...
اما اگه بودم حتما به همتون تبریک میگفتم
با این که دیر شده اما : هر 2 تاعید تون مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
خوب زود این ترم اول و تموم کنین
بیاین دیگه دلم واستون تنگ شده ه ه ه ه ![]()
راستی با سردی دی ما چی کار میکنین؟ خوب یا نه؟ چند تا آدم برفی درست کردین؟
شهر ما که فعلا فقط سرد نه نه سرما برفاشو برده یه جای دیگه اما سرماش واین جا جا گذاشته
فقط مواظب خودتون باشین خیلی واسه برف بازی و سرسره بازی ذوق زده نشین![]()
که خدا نکرده ... ادامه نمیدم ...
راستی ( 6 بیست و ششم2 ) تولد ( م ) جونم ![]()
یعنی همون خواهر جونم شیطون کوچولوی دوست داشتنی خودم ![]()
اشتباه نشه ها ![]()
اون از من بزرگ تره به هر حال![]()
تولدت
مبارک ![]()
![]()
مبارک ![]()
![]()
مبارک![]()
![]()
خوب از ستاره جون خودم معذرت می خوام که نگرانش کردم ![]()
نه بابا قهر کیلو چند؟ اونم با دوست خوبی مثل تو؟ ![]()
خوب بسه دیگه چیزی که زیاد وقت واگه بخوام بنویسم تمومی نداره
و میگین (
) شو عروسک
بازم معذرت و تشکر از تمام کسانی که میان خبر می گیرن ![]()
***در بهترین و بدترین لحظه ها خدا رو فراموش نکنین***
و
( Bای ) ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام 
امید وارم همه خوب باشن ![]()
عجب بی معرفت شدین ها هیچ کس نیومد بگه عروسک حالت خوبه؟
من نمی دونستم احوال پرسی کردن هم وقت می خواد
حوصله میخواد یکی نگفت دل خوش سیری چند؟؟ حالا مهم نیست
البته با معرفتا چون کم ترن بیش تر به چشم می خورن
و از همین جا میگم ازتون ممنونم
خوب مدتی چون یه ناراحتی پیش اومده بود نتوستم بیام و........
می خواستم وبلاگمو حذف کنم !!!!!!![]()
به هر حال من اومدم ........![]()
آهای من دو با ره او مد م ...........![]()
هرکی صدام و شنید اظهار وجود یادش نر ه...![]()
این روزا با هر کسی که حرف می زنی یا دلش شکسته .
یا اون فدر غم دلش و گرفته که دلش از همه سیاه
نخیرم .......کی گفته؟؟
آدم خوب هم پیدا میشه.....آدم شاد هم هنوز نفس میکشه
خدا نکنه تو یه کاری کوتاهی کنیم
اون موقع میشه که همه قاضی میشن و تو محکوم به کاری که حالا چه
کردی و چه نکردی !!!!
چون قول دادم از غم و غصه ننویسم پس تا همین جا بسه ![]()
خوب حالا با من باش.......![]()
بشمار : مهر . آ با ن . آ ذ ر . خداحافظ فصل زیبای پاییز ...
بدرودت را گفتی آخرین شب پائیزیت را از سر ما کم کن........
سایه ی سنگین نگاهت را از سبک سری ما بر دا ر ![]()
حالا یه امشبی که شب آخرت شده دادی بزن بگو داری میری.
بگو ننه سرما تو راه......بگو بابا نوئل می یاد.........آهای مردم کریسمس
مبا ر ک
مبا ر ک ![]()
به کوچیک ترا یاداوری کن که به بزرگ تراشون یاد آوری کنن
که باید به هم سر بزنن
مرده و زنده فرق نداره
فقط یادت باشه امشب شب یلداست ![]()
هم واسه تو هم واسه من
امید وارم به همتون خوش بگذره
مثل همیشه دعا یادتون نره
دیر اومدم ولی زود می خوام برم
خدانگه دارتون ![]()
![]()

چند نفرتوپست قبلیم نوشتن که خوب مینویسم .این نظرلطف شون
یادم وقتی می خواستم انشا بنویسم. زانوی غم بغل میگرفتم که چی کار کنم . ![]()
اما حالا هر چقدر که بنویسم تمومی نداره
چون هیچ کس... واقعا هیچ کس ...نفهمید که چرا مینویسم
هیچ کس... نفهمید حتی از چی مینویسم ... ![]()
می خوام خودتو جای این دل بذاری یعنی شاید تو هم مثل اون باشی ... ![]()
اما ای کاش درد من دلم بود ![]()
این دل من خیلی چیزا می خواد ... دل تو چی؟ ![]()
اما شاید به خودم بیام و بفهمم اون چیزی که ما می خوایم نمیشه
و میگم خدا جونم هر چی خودت می خوای ... ![]()
می خوام یکمی خلوت کنم حتی نمی دونم با کی؟ و کجا ...
می خوام راحت زندگی کنم می خوام وقتی که از خواب بیدارمی شم اضطرابی نداشته باشم
اما مگه میشه...؟؟؟ ![]()
![]()
شدم مثل آدمایی که وقتی سرما بهشون می خوره واسه چند ثانیه نفسشون تو سینه حبس میشه
حتی دیگه نمی دونم چه طوری گریه کنم .
وقتی جلو آینه به صورتم نگاه میکنم جای خشکی رو صورتم نمی بینم
گر یه های من صدایی نداره که کسی به فکر نره که عروسکی غم گین...
آخه شاید بپرسن چراغم گین شدی ؟ ولی آینه من وازبچگی نگاه کرد . منم چشمام و می بستم . چون ازش خجالت می کشیدم.
چی می شد آینه حرف بزنه , حرف بزنه و بگه که دلش از حرفای من پر ... ![]()
باشه هیچ کس هیچی نگه... ![]()
اما از من هم توقعی نداشته باشین چون دیگه نمی خوام حرفامو بزنم
چون میدونم غصه سبک زود تو دل ما آدما جا می گیره.
واسه همین نمی خوام از غصه های من تو دلتون خونه بسازین
یادش بخیر بچه بودیم با هم یه صدا می خوندیم نیکو نیکو خونه ساخت...
اما حالاباید بگیم غم غم خونه ساخت ... ![]()
آره دیگه مثلا ما هم بزرگ شدیم منتها فقط بزرگ شدیم ![]()
باید ببخشین که این پستم غم گین شد کسی به دل نگیره هااااااااااا ![]()
دل من مثل زمستون می مونه یه روز بارونی یه روز برفی ![]()
شما برام دعا کنین زیاد ![]()
![]()
![]()
خوب اگه خوتون ...هم اومدین واین پست وخوندین بدونین من دیگه هیچی از شماها نمی خوام
واز دستتون هم ناراحت نیستم![]()
![]()
من تنهاتون نمی زارم...
فقط آرزوی لحظه های شاد روبراتون دارم ![]()
![]()
همین ...![]()
![]()
![]()




